گر آشفته بساطی است، شعرم
از دیده نیست پنهان
من مجنون اندیشه خویشم
شاعر درونریزم
هیجان یک اندیشه ست.
که مست و مدهوشم
==================
من،
زاده رنجم
محروم از هر آنچه؛
که در لیست عشق و صفا بود
در ویرانه خانه ای زیستم
که معمارش مومنین
همراه با خود خدا بود
============
مریض !
دریغ از دل
که بیمار و مریض بر جاست [...]
مربوط به موضوع های: 1 | بیان دیدگاه »