نوشته شده در مارس 23, 2009 به وسیلهی salwati
نبودی !
سروده ای ساختم
دلتنگی بود
سپردمش به باد
تا ببرد به باغ عاطفه ها !
آنجائی که می کشد سر پرنده خوشبختی
و عشق را حرمتی ست.
لحظه های دلتنکی را باید رها ساخت وبه عشق پیوست. عشق رنجها را به همراه خواهد آورد که در آن [...]
مربوط به موضوع های: 1 | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مارس 23, 2009 به وسیلهی salwati
شور و شوقم
راستش را اگر می خواهی دلم گرفته
خیلی گرفته !
چرا که رنج ها در دلم دارم و آزرده ام
از تو چه پنهان
در لحظه های تنهائی با خود
از ته دل سخنها گفتم
این دنیای وارونه را همچو دل خود سیر نگاه کردم
به دریا به باد و باران
به خورشید به تمامی ستاره ها سلامی دوباره کردم
به [...]
مربوط به موضوع های: 1 | بیان دیدگاه »