«نفرنت را با خود ببر .»
وقتی سلام کردی، من با خودم بودم ، در سیاحت با خود، من در میان جنگلی بی انتها، می ر فتم بی هدف،
رویا ها را با گذری در میان درختان پر شاخ و برگ با قلب آمخته به درد، ازرنج تنهائی می جستم
در میان جنگلی بی انتها! [...]
مربوط به موضوع های: http://shamisalwati.wordpress.com/ | بیان دیدگاه »