با هم
چه زیباست؛ آن روز
من و تو
در کنارهم
آوازی خواهیم خواند
اما با واژهای تازۀ
چه زیباست رویای من
زیباترین زیباها.
****
کی می رسند؛ آن ماهرویان از راه
کی می زنند آتش آن حجاب حقارت را
کی می کنند پاره آن زنجیر اسارت را
کی می شود ویران آن زندان؟
کی می کشد ماشه سرباز ژنده پوش
کی میشود طغیان
کی می شود باران
کی می شود آباد آن کویر بی حاصل؟
****
آه چقدر دل تنگم امروز
چقدر دلگیرم امروز
دلگیرتر از دیروز
غرق رویا
در جستجو عشق
در اتنظار؛
در اتنظار آن طوفان سهنماک
لرزه بر کاخ ستمکاران
در اتنظار آن خورشید؛ تابناک
که بشارت روشنائی باشد
درانتظار آن باران تند رعد آسا
که نشان بهار راستین باشد
در انتظار آن فواره های آب
که زینت بخش طبیعت باشد
در انتظار آن همه سبز
آن همه گل
آن همه رویا
تا که عشق باغبان باشد
****
من آن سبزه
زیر شب نم
دل تنگ و خسته
بیزار از این همه سردی
این همه تلخی
در رویای بهار نفسی می کشم
تا بیاید باران
تاکی شود طغیان
تاکی بروید گل از هر رنگ و نشان
تا کی شود گلستان دشت و کوه بیابان
****
منم عاشق
مست عشقم
دست تنما دارم سویت
بیا تا در کنار هم
بادلی پر از عشق بنشینم
تا بیاید باران
تا شود طغیان
آنگاه؛ همراه امواج
بسوی سرزمین های نا شناخته
آوازها یمان را بخوائیم
عاشق تر از همیشه.
****
مربوط به موضوع های: http://shamisalwati.wordpress.com/
